معراج حضرت محمد(ص)

پیامبر (ص) می فرماید:همچنان که پیش می رفتم از هفتادهزار حجاب از یاقوت و مروارید و زبرجدگذشتم که حجابهای نوری بود شبیه روشنایی خورشید و ماه،تا اینکه به حجاب دخان منتهی شدم.

سپس به سوی حجاب یخ،سپس حجاب سرما، سپس حجاب جبروت ، سپس حجاب ملکوت، سپس حجاب جلال،سپس حجاب جمال،سپس حجاب وحدانیت،سپس حجاب عزت،سپس حجاب بهاء،سپس حجاب سنا،سپس حجاب ضیاء،سپس حجاب عظمت،سپس حجاب کبریاء، سپس حجاب سلطان،سپس حجاب رضوان، سپس حجاب غفران.

تا اینکه از جانب خداوند ندا آمد: ای ملائکه ی من ؛ حجابی که بین من و حبیبم محمد(ص) است را بالا ببرید.پس حجاب وحدانیت را بالا بردند،در این حال هفتاد هزار صف که موکل خداوند هستند را دیدم که خداوند آن ها را از نور آن حجاب آفریده است.در این هنگام نه حرکتی می شنیدم ونه سکونی ونه احساسی؛ودیدم که همه ی اشیا در برابر عزت و هیبت خداوند سبحان و تعالی خاضعند.

در این هنگام....

 

...خداوند متعال به من ندا در داد: ای محمدبه من نزدیک شو.

نزدیک شدم و سرم را بلند کردم و گامی به مسافت پانصد سال برداشتم .سپس در جایم ایستادم.

ای محمد به من نزدیک شو ! هراس و وحشتی برتو نیست.

گفتم :خداوندا وحشتم را تسکین ده.

سپس گام دیگری برداشتم به مسافت پانصد سال، درآن هنگام مرکب رفرف از نور برایم بالا آمد.تا اینکه خداوند مرا در بین دست های خویش بالا برد.پس اورا با قلبم مشاهده کردم نه با چشمم و نور را دیدم که به صورتی وصف ناپذیر می درخشیدواز قدرتش آن چه را که وصف کنندگان وصف نتوانند کرد مشاهده نمودم و نگرانی و هراس مرا فراگرفت در این هنگام خاتم نبوت رادر دستم گذاشت وبه من با چشم رحمت نگریست وسردیش را درکبدم احساس نمودم وبه من علم پیشینیان و آیندگان را نشان داد و آن چه را که از عجایب دیده بودم از من دور شد.وقلبم لبریز از شادی و سرور گشت.

خداوند عزوجل به من ندا دادو فرمود: به من نزدیک شو ،پس به او نزدیک شدم ؛چنان چه خداوند عزوجل می فرماید:

ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى ﴿8﴾ فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى ﴿9﴾ فَأَوْحَى إِلَى
عَبْدِهِ مَا أَوْحَى ﴿10﴾ سوره نجم

"پس نزدیک و نزدیک تر شد تا اینکه فاصله ی او به مقام قرب خاص خداوند به اندازه فاصله طول دو کمان یا کمتر بود،وخداوند آن چه را وحی کردنی بود به بنده اش وحی کرد"

منبع:کتاب معراج حضرت محمد(ص) ،علامه شیخ محمد ابو عزیز الخطی ترجمه ی علاء بهروز ،صص61-58