X
تبلیغات
گروه آموزشی دین وزندگی خدابنده

گروه آموزشی دین وزندگی خدابنده

فعالیت گروهو تبادل نظر با همکاران منطقه

اهم مطالب در س دین و زندگی دوم

 

 

درس اول : در پیشگاه نور

 

1. انسان همواره در حال انتخاب است و انتخاب درست متکی بر شناخت درست است .

2. اگر بخواهیم دل بستگی های کوچک وپست ما را به خود جلب نکند بلکه مجذوب یک انتخاب و هدف بزرگ شویم باید شناخت درستی از خوبی ها و زیبائی ها داشته باشیم .

3. داستان حضرت ابراهیم (ع) و نفی معبود ها و دلبستگی های کوچک توسط او، مثال روشنی است بر مدعای ما .

4. او هر معبودی را که غروب و افول داشت دوست داشتنی و سزاوار دل بستن نمی دانست .

5. از دیدگاه حضرت ابراهیم (ع) هر چیز که افول و غروب داشته باشد معلوم است که تحت سیطره و قدرت موجود دیگری قرار دارد

6. اموری مانند ستاره و ماه و خورشید که حرکت و طلوع و غروب دارند نمی توانند معبود ما باشند معبود ما کسی است که اینها را خلق کرده و بر طبق یک نظام خاصی آنها را به حرکت درآورده است . 

7.از دیدگاه حضرت ابراهیم (ع) هر چیز که افول و غروب داشته باشد معلوم است که تحت قدرت و سیطرهء موجود دیگری قرار دارد . معبود ما کسی است که این ها را خلق کرده است و بر طبق نظام خاصی آن ها را به حرکت در آورده است . 

 

  درس دوم : تفکری در خویش

 

1. هر انسان همواره در حال انتخاب است .

2. نوجوانی و جوانی را باید آغاز انتخاب های بزرگ داشت .

3. همهء موجودات در مسیر از نقص به کمال در حرکتند .

4. رسیدن به کمال یعنی آشکار شدن استعدادهای نهفته .

5. انسان بر خلاف گیاهان و حیوانات استعدادهای نامحدود دارد .

6. انسان جویای کمال است همه تلاشهای او بیانگر این خصوصیت اوست .

7. لحظهء زیبا برای انسان لحظه ای است که انسان به کمالی برسد .

8. درخت وجود انسان با شکوفایی همه استعدادها شادابی می گیرد .

9. کسی که همه استعدادهای او بطور متوازن رشد کند انسانی کامل و دوست داشتنی است .

10. مهمترین استعدا انسان بی نهایت طلبی اوست .

11. بی نهایت ( کمال مطلق ) کسی جز خدا نیست و انسان دانسته و یا ندانسته بدنبال خداست .

12. انسان بر خلاف گیاه و حیوان با تفکر و انتخاب خود باید راه کمال را بپوید .

13. نمونهء برجستهء انسان به کامل امام علی (ع) است زیرا همهء ابعاد وجودی او متوازن و در حد اعلاء رشد کرده است . 

14.استعدادهای گیاهان و حیوانات محدود است . یک هسته ی خرما می خواهد به یک نخل تنومند تبدیل شود و ... ولی استعدادهای انسان متنوع و گسترده است . دیگر اینکه آدمی بی نهایت طلب است گیاه یا حیوان وقتی به سر منزل رسید متوقف می شود ولی استعداد انسان پایان ندارد به هر مرحله می رسد بالاتر را طلب می کند . 

15.گیاهان بطور طبیعی و حیوانات بطور غریزی استعدادهای خود را شکوفا می کنند اما انسان مسئول سرنوشن خود است او باید از « قدرت تفکر و تعقل » و « قدرت انتخاب » خود استفاده کند یعنی خوبی ها را بشناسد و با انتخاب آن راه ها ، بسوی کمال حرکت کند . 

16.« انا هدینا السبیل اما شاکرا و اما کفورا » ؛ ما راه را به او « انسان » نشان دادیم یا سپاسگزار (و پذیرا ) خواهد بود یا نا سپاس . این آیه شریفه نشان می دهد که خداوند قدرت تشخیص راه را از بی راهه در نهاد انسان گذاشته است و او خود باید راه راست را انتخاب کند که در این صورت سپاسگزار نعمت خدا بوده است وگرنه موجودی ناسپاس خواهد بود . 

 

.پیام های اصلی درس 2

            - موجودات عالم در مسیررهائی از نقص بسوی کمال در حرکتند .

            - منظور از رسیدن به کمال عبارتست از شکوفائی استعدادها .

            - انسان موجود جویای کمال است .

            - لحظهء زیبا برای انسان لحظه ای است که انسان به کمالی برسد .

            - گیاهان و حیوانات استعدادهای محدود دارند .

            - یکی از استعدادهای انسان بی نهایت طلبی اوست .

            - بی نهایت ( کمال مطلق ) کسی جز خدا نیست .

            - انسان با تفکر و انتخاب خود راه کمال را می پیماید . 

 

  درس سوم : هدف های اصل زندگی

 

1. انسان ها دارای استعدادهای گوناگونی هستند که با شکوفا کردن آن ها به کمال می رسند .

 2. آن ها در انتخاب هدف ها و دلبستگی ها با یکدیگر اختلاف دارند .

 3. منشاء انتخاب های انسان اندیشه و تفکر اوست .

 4. اگر در بینش ها اختلاف باشد در انتخاب هدف ها و دل بستگس ها نیز اختلاف پیش می آید .

 5. اگر خود و استعدادهای خود را درست بشناسیم ، به انتخاب درستی هم دست خواهیم زد .

6. رفتار هرکس تجلی انتخاب های او و انتخاب هایش آیینۀ بینش ها و نگرش های اوست .

 7. آدم های بزرگ مقاصد بزرگ دارند .

 8. ما برای انتخاب صحیح هدف ها و دل بستن به آنها معیار و ملاک می خواهیم .

9. چون خداوند خالق ماست بنابراین از هرکس به ما آگاه تر و مهربان تراست و بنابراین در کتابش معیارهایی برای انتخاب هدف های اصلی به ما ارائه کرده است .

10. از نظر قرآن هدف های دنیایی سه ویژگی دارند : - تمام شدنی و پایان پذیرند . - احتمال نرسیدن به هدف های زود گذر هست . - اگر به عنوان هدف اصلی انتخاب گردند مانع رسیدن به مقاصد دیگر می شوند .

 11. از نظر قرآن هدف هایی آخرتی سه ویژ گی دارند : - نامحدودند و بی پایان . - سعی برای هدف های آخرتی نتیجه بخش است . - توجه به آنها مانع نیل به مقاصد دیگر نیست .

 12. راه درست در زندگی آن است که هدف های آخرتی را اصل قرار بدهیم و هدف های دنیایی را وسیله و نردبان برای رسیدن به هدف های آخرتی در نظر بگیریم . 

 

پیام های اصلی درس :

         1) انسانها در انتخاب هدف ها و دل بستگی ها با یکدیگر اختلاف دارند .

        2) منشاء انتخاب های انسان اندیشه و تفکر اوست .

        3 ) اگر خود را درست بشناسیم انتخاب هایمان درست خواهد بود .

         4) رفتار هرکس تجلی انتخاب های او و انتخاب هایش آیینهء بینش ها و نگرش های اوست .

        5) ما برای انتخاب هدف نیازمند به معیار هستیم و چون خداوند از هرکس به ما آگاهتر و مهربانتر است بهترین معیارها را در کتابش به ما ارائه کرده است .

        6) از نظر قرآن راه درست آنست که هدفهای آخرتی که نامحدود و جاودانه اند را اصل قرار دهیم و هدفهای دنیایی را وسیله و نردبان برای رسیدن به هدفهای آخرتی قرار دهیم . 

 

درس چهارم : برترین کمال

 

1. هدف های پایان پذیر ارزش و اهمیت یکسان ندارند .

2. هدف های اخروی هم درجات متفاوتی دارند .

3. برخی از هدف ها به گونه ای هستند که رسیدن به آن ها مساوی است با رسیدن به هدف های دیگر .

4. هر چه هدف ما برتر و جامع تر باشد نهال وجود ما پر بارتر و متناسب تر و زیباتر رشد خواهد کرد و به کمال خواهد رسید .

5. خداوند مبدأو سرچشمه ی خوبی هاست . هر خوبی در این جهان و آن جهان از اوست .

6. آدمی در ذات خود در جسنجوی سرچشمه ی خوبی ها و زیبایی هاست و تا به آن نرسد آرامش نخواهد یافت .

7. پس مقصود و محبوب نهایی ما ذات مقدس خداوند است .

8. اگر روح انسان بی نهایت طلب است ، شایسته است که تنها تقرب و نزدیکی به خدای بزرگ مقصد نهایی او باشد .

9. تقرب به برترین محبوب و مقصود سهم بلند همتان کوشاست .

10. حضرت ابراهیم (ع) به مردم آموخت که نباید به هدف های پایان پذیر دل بست بلکه باید روی به سوی کسی نمود که پایانی ندارد و خالق جهان آفرینش است . خدایی که سرچشمه ی خوبی ها و زیبایی ها است .

 

ویژگی های هدف های دنیایی و آخرتی. ( با توجه به قرآن )

              1) آن چه خدایی است پایان ناپذیر و همیشگی است .

              2) آن چه خدایی نیست نابود شدنی است .

              3) خوبی های این جهان کالای اندکی بیش نیست .

              4) آنچه نزد خداست برتر و پایدارتر از خوبی های این جهان است .

              5) پاداش های دنیا و آخرت همه از سوی خداست .

              6) برترین پاداش برای انسان خشنودی خداست .

 

پیام های اصلی درس:

            1.هدف های جامع به گونه ای هستند که رسیدن به آن ها مساوی با رسیدن به هدف های دیگر است .

            2.هر چه هدف ما جامع تر باشد وجود ما پربارتر و زیباتر رشد خواهد کرد .

            3.خداوند مبدأ همه خوبی هاست زیرا هر خوبی که در این جهان باشد از اوست .

            4.انسان در ذات و سرشت خود به دنبال مبدأ خوبی ها و کمال ها است و تا به آن نرسد آرامش نخواهد یافت .

            5.مبدأ همه ی کمال ها و خوبی ها خداست و بنابراین انسان موجود خداجوست .

            6.تقرب به برترین محبوب و مقصود سهم بلند همتان کوشاست .

 

ارتباط میان درس اول و درس چهارم :

در درس اول در مورد حضرت ابراهیم (ع) دیدم که او از معبودی که غروب و افول می کند بیزاری می جوید و رو به سوی خالق آسمانها و زمین می آورد . در درس چهارم همین مطلب تحلیل شده است . انسان ذاتاموجود کمال جوست و تا به کمال مطلق نرسد آرام نمی گیرد و خداوند مبدأ و سرچشمه ی همه ی خوبی هاست چون آن ها را خلق کرده است . پس مقصود و مطلوب انسان خداست . 

 

  درس پنجم : تو را چگونه بخوانم ؟

 

1. وجود خدا برتر از هر خیال و اندیشه است .

2. او را چنانکه شایسته است نتوان شناخت زیرا خرد هیچ معلول و مخلوقی نمی تواند به علت و خالق خود احاطه پیدا کند .

3. اگر اندیشه انسان از احاطه بر ذات خداوند محروم است پس او را از راه آیات و نشانه هایش باید شناخت .

4. هر جمال و جلالی که در عالم است نشانه ای از جمال و جلال اوست .

5. اوصاف خداوند برتر از همه کائنات است زیرا او خالق و دیگر چیزها مخلوقند او کمال بی نهایت است و آنها متناهی .

6. تنها صاحب اختیار عالم و منبع همه کمالات عالم خداست .

7. هیچ چیز از خود استقلالی ندارد موثر در هستی تنها خداست و همه متکی به او هستند .

8. انسان به کسی عشق و محبت دارد که همه کمالات را دارا باشد . خداوند دارای همه کمالات می باشد پس تنها او سزاوار عشق و پرستش می باشد . 

. اسماء و صفات خدارا که در این درس آمدهاست :.

برتر از خیال – علت – پروردگار – صاحب خوبی ها – خالق – سرچشمه ی نور – اقیانوس بیکرانه – کامل – نامحدود – جاویدان – مالک حقیقی – غنی – حمید – مدبر – مأوای بی پناهان – یار دادخواهان – هادی – آرام جان – بهترین مقصود – محبوب تر از هر محبوب – همدم غریبان – سامان بخش هر پریشان. 

 

 

 

 

 

درس ششم   -   صفات خدا در کلام خدا

 

1. این جهان آیت و نشانه ی اوصاف الهی است .

2. هر خیر و کمالی در جهان از خیر و کمال خداوندی که آفریننده ی آن است سرچشمه گرفته است .

3. انسان و جهان نشانه های حکمت ، قدرت ، علم ، رحمت و ... الهی است .

4. قرآن می فرماید : در زمین برای اهل یقین نشانه هاست و نیز در خودتان ، آیا نمی نگرید ؟ 

 

 

درس هفتم : در حمد و تسبیح محبوب

 

1. هیچ وصف نیکویی را نمی توان سراغ گرفت که خداوند به آن متصف نباشد .

2. خداوند وجود کامل است و هر وجود کامل همه ی صفات نیکو را داراست . پس خداوند همه ی صفات نیکو را داراست .

3. خداوند صفات کمالی موجودات را دراست نه صفاتی که از نقص سرچشمه می گیرد .

4. صفاتی که حکایت از نقص می کند چیزی نیستند که تا خداوند به آن ها متصف باشد مثلا جهل فقدان علم و عجز فقدان قدرت است .

5. ما صفاتی را که جنبه یکمال دارند به خدا نسبت می دهیم ( صفات ثبوتی ) و صفاتی را که جنبه ی نقص دارند از او سلب می کنیم ( صفات سلبی ) 

 

هشت جمله به صورت مناجات که در آن خداوند حمد و تسبیح شده است:

              1. حمد : خدایا تو مهربانی ، رحمتت همه را فرا گرفته است .

              2. حمد : خدایا تو بر پنهان و آشکار علم داری .

              3  . حمد : خدایا تو با قدرت بی انتهایت آسمانها را برافراشتی .

              4. حمد : خدایا تو با لطف گسترده ات همه موجودات را به کمال شایسته خود می رسانی .

 

              1. تسبیح : پروردگار من اگر همه موجودات از خود استقلالی ندارند تو قائم بخود و برپادارنده دیگرانی .

              2. تسبیح : پروردگار من اگر همه عاجز و ناتوانند تو قدرتمند و توانا هستی .

             3. تسبیح : پروردگار من اگر همه زوال پذیر و فانی اند تو باقی و ابدی هستی .

             4. تسبیح : پروردگار من اگر همه موجودات روزی خور خوان نعمت تو هستند تو روزی بخش دیگران هستی . 

. صفات ثبوتی و سلبی  شعر:

صفات ثبوتی : پاک ، توحید ، حکیم ، عظیم ، کریم ، رحیم ، مستحق ثنا ، نامحدودی ، عز ، جلال ، علم ، یقین ، نور ، جود ، ستار ، حمد .

صفات سلبی : رنج ، درد ، نیاز ، بیم ، عیب ، خطا ، جنبش ، کمیت ، مثل داشتن ، ضد داشتن . 

 

 

 

درس هشتم : در پناه ایمان

 

1. اگر کسی به مرحله ی ایمان برسد می تواند به بهره ها و ثمرات آن امیدوار باشد .

2. مؤمن کسی است که عمل صالح انجام می دهد . زیرا هر کس به مرحله ی ایمان رسید به آن چه ایمان آورده عمل می کند .

3. عمل صالح و کار شایسته وقتی ارزش مند است که بر اساس ایمان به خدا و به خاطر او انجام گرفته باشد .

4. عمل شایسته ثمره ی ایمان است .

5. علم و شناخت مانند چراغ است که راه را نشان می دهد اما برانگیزاننده و محرک انسان به عمل ایمان است .

6. جایگاه علم ، ذهن و اندیشه ی آدمی است و جایگاه ایمان قلب انسان می باشد .

7. ایمان قلبی محرک و انگیزه انسان برای حرکت است .

8. قلب کانون وجود آدمی است .

9. دوستی و یا تنفر نسبت به کسی مربوط به قلب است .

10. اطمینان و آرامش و یا اضطراب و پریشانی از صفات قلب است .

11. ایمان باور و اعتماد قلبی همراه با حب و دوستی و اعتماد و اطمینان است که شوق به سوی عمل را در انسان ایجاد می کند .

12. در صورتی قلب برای پذیرش حقیقت آماده است که به زیبایی هایی آراسته و از آلودگی هایی دور باشد .

13. قلب مقدس ترین حرم عالم هستی است .

14. ایمان درختی است که در قلب جوانه می زند و تناور می گردد و بر شاخه های آن اعمال شایسته و نیکو پدیدار می شود 

 

برای اینکه آگاهی از یک کار خوب به عمل منجر  شود :

باید آگاهی از عقل و ذهن عبور کند و به قلب برسد به گونه ای که قلب آن را باور کند . از آنجا که قلب مرکز محبت و شوق است وقتی حقیقتی را باور کرد بدان حقیقت شوق پیدا می کند و همت انسان را به سوی آن بر می انگیزد . در این حالت است که انسان بدان حقیقت دل می بندد و احساسی از اطمینان و آرامش وجودش را فرا می گیرد .

 

درس نهم :  قدم در وادی امن

 

1. قلب پاک نوجوان و جوان دریچه ای گشوده به آسمان است .

2. پاکی دوران جوانی فرصتی طلایی برای رسیدن به ایمان است .

3. انسان با قلبی پاک از مادر متولد می شود و این پاکی اغلب تا جوانی باقی می ماند .

4. نوجوانی و جوانی خوشبخت است که پاکی اغلب تا جوانی باقی می ماند .

5. هر اندازه که پاکی بیشتر باشد درهای لطف و رحمت خداوند به روی انسان بازتر است .

6. انسان تا قوای جوانیش هست تا روح لطیف جوانی هست تاریشه های فساد در او کم است می تواند خودش را اصلاح کند .

7. تفکر پیرامون آیات خدا و توجه دائم به خدا و نعمت های او و انس با عوامل تقویت کننده یاد خدا و دوری از موانع یاد خدا و انجام نیکی و دوری از بدی و رعایت واجبات و محرمات از عوامل رسیدن به ایمان و حفظ آن است . 

8.جهان و زیبایی های آن نشانه های زیبایی ، علم ، قدرت و رحمت خداست توجه به آنها یاد خدارا در دل زنده می کند و رحمت خدا را یادآور می شود و این یادآوری بر دوستی و محبت ما به او می افزاید . 

9.توجه دائم به او ارتباط ما با خدا را افزایش می دهد و این پیوند را مستحکم می کند . یکی از حکمت های نمازهای پنج گانه زنده نگهداشتن یاد خدا در تمام طول شبانه روز است . 

10.در سنین بزرگسالی ریشه های اخلاق فاسد در انسان زیادتر می شود و جهاد مشکل تر است ولی در سن جوانی و نوجوانی بواسطه پاکی خود به ملکوت نزدیک تر است و بنابراین تلاش برای اصلاح و خودسازی آسانتر است . 

11.انجام گناه مهم ترین عامل تضعیف ایمان است . هر گناه چون غباری صفحه دل را می پوشاند و به اندازه خود مانع رسیدن نور در حقیقت می گردد . 

 

درس دهم : عزم خوب زیستن

 

1. عزم به معنی اراده ، قصد و آهنگ به سوی هدفی است .

2. آدمی با عزم و اراده خود آنچه را انتخاب کرده عملی می سازد .

3. عزم ظهور گوهر انسانیت یعنی اختیار است .

4. تفاوت درجات انسان به درجات عزم اوست .

5. کار بزرگ عزم بزرگ می طلبد .

6. قدم گذاشتن در راه زندگی سعادتمندانه نیازمند عزمی قوی است .

7. عهد با خدا عهدی برای رضایت او و سعادت و رستگاری ماست .

8. خدا از ما وقتی راضی است که در مسیر خوشبختی باشیم .

9. آنچه خداوند در مسیر بندگی از ما می خواهد فقط برای خوشبختی ماست زیرا او کمال بی نیازی است او نقصی ندارد که بخواهد که با درخواست از ما آن را برطرف کند و ماهم از خود چیزی نداریم که تقدیم او کنیم .

10. خدا چون ما را خلق کرده است ما و خوشبختی ما را دوست دارد اگر می گوید این راه را بروید برای آن است که به سعادت خود برسیم . پس رضایت او در کمال و خوشبختی ما و اطاعت از او راه سعادت ماست .

11. دین همان راه کمال و خوشبختی یعنی راه رضایت خداست .

12. عزم برحرکت به سوی کمال و کسب رضایت خدا عزم بر دینداری است .

13. وفای به عهد و پیمان عین دینداری است .

14. میزان دینداری ما به میزان وفاداری به این عهد است

15. عهد و میثاق میان انسان و خدا سه مرحله دارد : 1- عهد برای قدم گذاشتن در اصل راه 2-تجدید روزانه عهد 3- تکمیل عهد .

16. اعمالی که لازمه پیمودن راه خوشبختی است و بدون آن این راه طی نمی شود واجب نام دارد .

17. اعمالی که مانع پیمودن راهند و مارا از مسیر خوشبختی دور کنند حرام نامیده می شوند .

18. انجام واجبات و دوری از محرمات همان پیمودن راه رستگاری و رضای دوست است .

19. اعمالی که رفتن به سوی کمال را آسان تر می کنند و رسیدن به درجات برتر رستگاری را میسر می سازند مستحب نام دارند .

20. اعمالی که از سرعت حرکت می کاهند و توفیق رسیدن به درجات برتر خوشبختی را سلب می کنند مکروه نامیده می شوند

21. کارهای عادی روزانه که اثر خاصی ندارند مباح نامیده می شوند .

22. تجدید میثاق روزانه غفلت و سهل انگاری را می زداید و مارا در عمل ثابت قدم تر می نماید. 

23.انسان با عزم و اراده ی خود آن چه را در اختیار و انتخاب کرده است عملی می سازد . به همین جهت عزم ظهور گوهر انسانیت یعنی اختیار است . 

24.انسان هر صفتی را که نشانه کمال باشد دوست دارد . انسانهای با اراده و مصمم دارای کمالاتی از قبیل ثبات قدم و اعتماد به نفس و صبر و ... هستند از این جهت دوست داشتنی هستند ولی انسانهای بی اراده از این کمالات برخوردار نیستند و ناقصند بنابراین دوست داشتنی نیستند . 

25. تعریف اول از واجب ، حرام ، مستحب و مکروه اساس تعریف دوم است  چون کلمه انجام نقطه ی مقابل ترک است و کلمه ی سعادت نقطه ی مقابل کلمه ی عذاب است بنابراین با تبدیل کلمه انجام در تعریف اول به کلمه ی ترک و تبدیل کلمه ی سعادت به کلمه ی عذاب و بالعکس می توانیم تعریف دوم را درست کنیم . 

 

درس یازدهم  : ثبات درعزم

 

1. اجرای یک برنامه و استمرار آن اعتماد به نفس می آورد و شادابی و نشاط می بخشد .

2. شکستن پیمان و خلف وعده ها سستی اراده و ضعف نفس را در پی دارد .

3. باید میان عزم و عمل فاصله نیفتد تا لذت و شیرینی عمل خیر ، سبب تکرار عمل و استواری عزم گردد .

4. احساس حضور در پیشگاه با عظمت خداوند سبب می شود که اورا ناظر بر اعمال خود ببینیم و از برداشتن قدم های مخالف با عهد و پیمان منصرف شویم .

5. غفلت یعنی بی توجه بودن و سست شدن نسبت به هدف و راه رسیدن به آن ها .

6. غافل کسی است که نبت به عوامل سعادت خود در دنیا و آخرت بی توجه باشد .

7. آن فراموشی که ناشی از غفلت و بی توجهی باشد سزاوار سرزنش است .

8. توجه به سرانجام وفاداری به پیمان و کامیابی در آن آدمی را در عزم خود مصمم تر می کند .

9. باید باور کنیم که خواستن توانستن است .

10. تصمیمی که در زندگی می گیریم فوق توانمام نباشد . برای رسیدن به هدف رعایت میانه روی و اعتدال ضروری است .

11. تدریجی عمل کردن سبب دوام عمل می شود .

12. اعمالی که دوام دارند مؤثرند اگر چه کم باشند . 

13.اجرای یک هدف و برنامهبه انسان اعتماد به نفس می بخشد و سبب شادابی و نشاط می شود .

14. شکستن پیمان و خلف وعده ها سستی اراده و ضعف نفس را در پی دارد و کار به جایی می رسد که شخص با خود می گوید :« من نمی توانم من ضعیف هستم » .

 

درس دوازدهم  :  قدم در بیداری  

 

1. بقای بر میثاق ، رشد و کمال ما و رضایت پروردگار را در پی دارد و شکستن پیمان به شرمندگی در مقابل او می انجامد .

2. راه وفای به میثاق ، مراقبت از ان است . مراقبت یعنی زیر نظر داشتن ، دقت و توجه .

3. مراقبت از سه جنبه اصل و کیفیت و نیت عمل ضروری است .

4. شخص مراقب باشد به اصل عهد و پیمانی که با خدا بسته عمل کند و هیچ یک از اجزای آن از دست نرود .

5. میزان تاثیر عمل به کیفیت آن بستگی دارد .

6. مهمترین جنبه هر عمل نیت آن است . تاثیر یک عمل در تکامل معنوی انسان وابسته به قصد و نیت عمل کننده است .

7. با ارزیابی و محاسبه میزان موفقیت به دست می آید و عوامل موفقیت یا عدم موفقیت روشن می شود

8. بهترین زمان محاسبه در پایان هر روز و قبل از خواب است . 

9. مراقبت در ابتدای اجرای هر برنامه ضروری تراست چون: برای اینکه اطمینان پیدا کنیم که برنامه ما به درستی شروع شده و اجرا می گردد باید با مراقبت تمام کارها را زیر نظر و توجه قرار دهیم . اگر از ابتدا بدون مراقبت انجام شود منجر به انحرافات بزرگ می گردد

10. کسی که بخواهد خود را اصلاح کند باید مراقبت و محاسبه رعایت کند ابتدا مراقبت می کند اعمالش مورد رضایت خدا باشد و بعد در آخر روز خود را محاسبه می کند که آیا به وظیفه عمل کرد یا نه . پس در واقع محاسبه ، آن مراقبت را تکمیل می کند .

11. تاثیر یک عمل در تکامل معنوی انسان وابسته به قصد و نیت عمل کننده است . باید از نیت خود در اعمال مراقبت نماییم و نگذاریم کارهای بلند و متعالی آلوده به هدف های پست گردد .

12. آسان گیری و گذشت نسبت به خطاهای دیگران پسندیده است و نشانه کرامت و بزرگواری است اما آسان گیری نسبت به اشتباهات خود ، نشانه حقارت و زبونی در مقابل گناه است . 

 

درس سیزدهم  :  آیین رهروی

امام علی ( ع ):    « بهشت با عمل نیکو به دست می آید نه با امید . »

 

1. راه زندگی را با تنظیم برنامه ای که در آن ، جایگاه هر وظیفه ای به مقتضای زمان معین شده باشد می توان پیمود .

2. هر زمانی اقتضای اعمال خاصی را دارد .

3. دوره کودکی دوره ی ظهور و شکوفایی توانایی های طبیعی و بازی و سرگرمی می باشد .

4. دوره نوجوانی و جوانی ، دوره کسب مهارت های ، دانش اندوزی ، آمادگی برای حضور در جامعه و بخصوص دوره ی شکوفایی معنوی و انتخاب های بزرگ است .

5. گرفتن تصمیم های مناسب با شرایط زمانی و سنی و روحی و خُلقی نیازمند وقت کاردانی و تنظیم نقشه های حساب شده برای زندگی است .

6. ما باید به عنوان برترین موجود در این کره خاکی از تمامی ساعات و ایام عمر بهره ببریم تا هیچ استعدادی را ضایع نکنیم .

7. نوعی ارتباط میان اعمال و زمان ها وجود دارد که ممکن است ما از آن اطلاع نداشته باشیم .

8. پیامبر اکرم (ص) در منزل اوقات خود را سه قسمت می کرد : قسمتی برای عبادت ، قسمتی برای اهل خانه و قسمتی برای رسیدگی به کارهای خود .

9. وظایفی که برای انجام آنها با خدا عهد می بندیم سه دسته اند :

          1 . اعمالی که در ارتباط با خداست مانند نماز و روزه ؛

          2. اعمالی که در ارتباط با بندگان خدا و سایر مخلوقات خداست مثل مبارزه با ظلم ، حفظ محیط زیست ؛

          3. اعمالی که در ارتباط با خود است مانند نظافت و مطالعه .

10. همه این سه دسته از اعمال به قصد کسب رضایت خدا انجام می دهیم .

11. به تحقیق که رسول خدا اسوه نیکویی برای شماست .

12. رسول خدا (ص) شب ها زود می خوابید و در نیمهدوم شب برای نماز شب بر می خاست هنگام برخاستن از خواب برای خدا به سجده می افتاد .

13. رسول خدا (ص) با فروتنی سر سفره می نشست در غذا خوردن با فقیران همنشین می شد . و می فرمود ما مردمی هستیم که تا گرسنه نشویم غذا نمی خوریم و چون بخوریم قبل از سیر شدن دست از غذا می کشیم .

14. شجاعت و توانایی جسمانی رسول خدا (ص) و اهل بیت ایشان نشان می دهد که این بزرگواران علاوه بر کمالات معنوی از بدن سالم و با نشاط نیز برخوردار بودند . رسول خدا (ص) از مردم می خواست شنا کردن ، سوارکاری و تیر اندازی را به فرزندان شان بیاموزند . 

15. سفارشات امام صادق (ع) درباره خواب

            - هر کس با وضو به بستر رود بسترش مسجد اوست .

            - چون به بستر می روی نگاه کن و ببین در روز چه بدست آورده ای و به یاد آر که خواهی مرد و قیامتی در کار است .

            - چون به بستر رفتی تسبیح حضرت زهرا (س) و آیه الکرسی و سوره ناس و فلق را بخوان .

16. آداب غذا خوردن با استفاده از فرمایشات معصومین

           -   آغاز غذا با نام خدا و پایانش با حمد و سپاس او .

           -  پرهیز از زیر نظر گرفتن دیگری و نگاه به لقمه او .

           -  تا گرسته نشده ایم دست بسوی عذا دراز نکنیم و قبل از سیر شدن دست از غذا بکشیم .

           -  خوردن غذا به آهستگی و آرامی .

           -  آب را سه نفس بنوشیم و با بسم الله شروع و با الحمدلله تمام کنیم .

17. موجودات دیگر با هدایت غریزی به سوی رفع نیاز خود حرکت می کنند اما انسان باید با فکر و انتخاب خود به رفع نیازهای خود بکوشد که گاهی عواملی مانع می شود و بنابراین امکان دارد عمرهرز رفته و تلف شده داشته باشد .

18.غصب کردن حرام است یعنی نمی شود به ناحق مال دیگری را تصاحب کرد هرگونه تصرفی و از جمله خوردن آن گناه دارد و واجب است هر چه زودتر به صاحبش برگرداند .

19. حیوانات حرام گوشت :

            پستانداران حرام گوشت : درندگان مانند شیر و پلنگ و ببر و گرگ و سگ و خرس و کفتار وکلا سگ سانان و گربه سانان و میمون و خرگوش و موش و جوجه تیغی و ... و کرگدن و فیل و خوک ( که بیش از دو سم دارند ) و پستانداران دریایی مثل نهنگ و فک و شیر دریایی ...

           پرندگان حرام گوشت : پرندگان شکاری و درنده ( نظیر عقاب و قرقی و باز و لاشخور ) و کلاغ ، طاووس ، خفاش ، پنگوئن و ... ( پرندگان حرام گوشت ثابت نگهداشتن بالشان بیشتر از بال زدن آنهاست و دیگر اینکه سنگدان و انگشت پشت پا نظیر شست در انسان ندارند . )

           ماهیان حرام گوشت : ماهیان بدون پولک نظیر کوسه . اره ماهی حرام هستند . حیوانان بی مهره : بجز ملخ و میگو بقیه حرامند مانند کرم ها ، حلزون ، هشت پا ، خرچنگ و انواع حشرات . 

 

درس چهاردهم  :  کتاب زندگی

 

1. قرآن کریم ، راهنمای زندگی ماست .

2. اولین برنامه ی زندگی ، تعیین وقت مناسبی برای خواندن قرآن کریم است .

3. مناسب ترین وقت برای خواندن قرآن دوران جوانی و نوجوانی است که انسان آمادگی بیشتری برای دریافت حقایق قرآن دارد .

4. هرکس در جوانی قرآن بخواند قرآن با گوشت و خونش در می آمیزد . 

5- پیامبر اکرم (ص) در حدیثی که معروف به حدیث ثقلین است می فرماید : من از میان شما می روم و دو چیز گرانبها از خود به یادگار می گذارم یکی کتاب خدا و دیگری اهل بیتم مادام که به این دو چنگ بزنید گمراه نخواهید شد و این دو از یکدیگر جدا نخواهند شد . » از این حدیث معلوم می شود که اهل بیت پیامبر (ص) که پیوند ناگسستنی با قرآن دارند همسنگ و همطراز با قرآن هستند از علم و عصمت برخوردارند و از قدرت تعلیم و تبیین قرآن برخوردارند .

6. قرآن کتاب هدایت بشر به سوی سعادت ابدی است . این برنامه ی زندگی از جانب کسی است که انسان را خلق کرده است و بهتر از هر کس انسان و سعادت او را می شناسد . پشت کردن به این برنامه جز گمراهی و شقاوت ثمری نخواهد داشت . 

 

درس پانزدهم  :  در حضور دوست

 

مرحله ی اول  -  تکمیل گزاره ها :

            1. سزاوار است که پیوسته و در همه حال به یاد خدا باشیم .

            2. رستگاری انسان در گرو یاد خدا بودن است .

            3. هر کس از یادخدا روی گردان باشد شیطان همراه و همدم او خواهد شد .

            4. نماز چیزی جز به یاد خدا بودن نیست . 

توضیح ارتباط جمله چهارم با جمله اول با ذکر نمونه هایی از عبارت های نماز دارد :

           1. تکبیره الاحرام در اول نماز در واقع یاد خداست .

           2. بسم الله الرحمن الرحیم در هر سوره و اوایل سوره حمد یاد خداست .

           3. تسبیحات اربعه در رکعت سوم و چهارم یاد و ذکر خداست . 

  مرحله ی دوم :  تکمیل گزاره ها :

           1. همه ی موجودات خدا را حمد و تسبیح می کنند .

           2. شایسته است که ما نیز خدای خود را حمد و تسبیح کنیم .

           3. حمد و تسبیح نمونه هایی از یاد و ذکر خداوند است . 

عبارت هایی از نماز را که درباره ی حمد و تسبیح خداوند است :

           1. گفتن تکبیره الاحرام نوعی حمد و تسبیح خداست ، زیرا او را به بزرگی یاد می کنیم .

           2. در سوره حمد : الحمدلله رب العالمین

           3. سبحان ربی العظیم و بحمده

           4 . سبحان ربی الاعلی و بحمده

           5. در تسبیحات اربعه : سبحان الله و الحمدلله

           6 . سوره توحید : قل عو الله احد الله الصمد ... 

  مرحله ی سوم   -    تکمیل گزاره ها :

          1. در هنگام نیاز همواره خدا را می خوانیم زیرا او به ما نزدیک است و دعاهای مارا اجابت می کند .

          2. در خواست هایخود را با تضرع و نهانی با او در میان می گذاریم .

          3. هیچ دعایی را خداوند بی پاسخ نمی گذارد . 

   عبارت هایی از نماز را که بیانگر دعا و درخواست از خداست :

            1. اهدنا الصراط المستقیم

            2. ایاک نستعین

            3. اللهم صل علی محمد و آل محمد

            4. ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الا خره حسنه 

  مرحله ی چهارم :

            عنوان مرحله اول : یاد خدا

            عنوان مرحله دوم : تسبیح و حمد خدا

            عنوان مرحله سوم : نیایش به در گاه خدا 

   ارتباط هر مرحله با مراحل دیگر :

            حمد و تسبیح خدا که مرحله دوم است چیزی جز یاد خدا کردن که مرحله اول می باشد نیست و چون خدا از هر نقصی منزه و دارای همه صفات کمال است ( مرحله دوم ) پس به درگاه او نیایش می کنیم و نیازهایمان را از او می خواهیم . 

 

درس شانزدهم  :  شوق دیدار

 

1. در نماز با حمد و تسبیح خدارا یاد می کنیم .

2. در نماز نیازهای خود را از درگاه پر مهر و محبت خدا طلب می نماییم .

3. نمازستون خیمه دین و مهمترین معیار وفاداری به عهد خویش با خداست .

4. شرط ورود به پیشگاه الهی داشتن پاکی و طهارت است .

5. وضو و طهارت ظاهری رمزی از طهارت باطنی است .

6. اصل در طهارت ، طهارت روح و آراستگی آن به تقوا و زییایی های معنوی است .

7. در وضو دستها را می شوییم تا نشانی بر عزم شستن دل و روح از غبار پلیدی ها و زشتی ها باشد .

8. روی را با آب تطهیر می کینم تا بدانیم که آبرومند و روسفید می توان به محضر محبوب راه یافت .

9. مسح سر نشانه آن است که با تفکر صادقانه و  اندیشه های الهی می توان در محضر او حاضر شدو می توان صراط مستقیم را پیمود و خود را به دریای رحمت حق رساند .

10. مسح پا نشانه آن است که با قدم صدق می توان صراط مستقیم را پیمود و خود را به دریای رحمت حق رساند .

11. در وضو ، شستن صورت و دست ها و مسح سر و پاها واجب است زیرا این ها همان عضوهایی هستند که به هنگام ایستادن در پیشگاه خداوند آشکارند و در نماز به کار گرفته می شوند 

12. فواید وضو از دیدگاه امام رضا (ع) :

          1   - کسالت و خمودی را ازانسان دور می کند .

          2- با تزکیه دل را برای ایستادن در پیشگاه خداوند آماده می سازد .

          3- اعضایی که هنگام نماز آشکارند و کار گرفته می شوند در وضو شسته یا مسح می شود . 

 

درس هفدهم  :   همدلی و همراهی

 

1. آدم بی دوست فقیر ترین آدم هاست .

2. انسان عاجز کسی است که نتواند با کسی دوست شود و عاجز تر از او کسی است که دوستانی راهم که دارد از دست بدهد .

3. دوست آئینه انسان است .

4. دوست خوب بی جهت از انسان تعریف و تمجید نمی کند . از گفتن نقص ها دریغ ندارد اما هرگز دوستش را تحقیر نمی کند هرف او از دوستی منافع شخصی نیست .

5. محبوب ترین دوست ها کسانی هستند که عیب آدمی را به او هدیه کنند .

6. دوستی شدید انسان را شبیه دوشت خود می سازد .

7. انسان خوشبخت کسی است که با انسانهای کریم هم صحبت باشد .

8. انسان زیبایی ها و خوبی ها را دوست دارد و وقتی که فکر کند آن زیبایی و خوبی در کسی وجود دارد به اوعلاقه مند می شود .

9. دوستان واقعی یاد خدا را در دل زنده می کنند . آنان به زیبایی خرد آراسته اند . خیانت کار و سخن چین و ستمگر نیستند . 

10.عامل تنهایی و نداشتن دوست در انسان  :یکی از عوامل مهم خودخواهی انسان است و عامل دیگر خود کم بینی او .

11. دوست خوب را به آئینه تشبیه می کنند  زیرا مانند آئینه از انسان تعریف نابجا نمی کند . از نشان دادن نقص ها همچون آئینه دریغ ندارد .

امام صادق (ع) :  « محبوب ترین برادران پیش من کسی است که عیب های مرا به من هدیه دهد . »

امام علی (ع) :  « خوشبخت ترین انسانها کسانی هستند که با کریمان ، ندیم و هم صحبت اند » .

دوست قابل اعتماد :

          1. اهل گناه نیست بلکه از گناه دیگران نیز ناراحت می شود .

          2 . اهل شرارت نیست .

          3. اهل دروغ نیست . 

 

درس هجدهم   :  ادب دوستی

 

1. حفظ دوستی مشکل تر از پیدا کردن دوست است . زیرا این مشکل بودن دو جهت دارد .یکی از جهت گران بها و با ارزش بودن و دیگری از جهت ظرافت و شکنندگی .

2. پایداری رابطه دوستی و رسیدن به ثمرات و نتایج آن بستگی به انجام مسئولیت های متقابل دارد .

3. شخصیت دوست را باید محترم شمرد .

4. حق دوست و برادر را نباید ضایع کرد .

5. نباید انتظار داشته باشیم دوست ما هر گونه خواسته ی ما را برآورده سازد .

6. دوست باید خیر خواه دوست خود باشد .

7. حد دوستی را باید رعایت کرد . یعنی در دوستی میانه روی باید داشت . 

8. تربیت خانوادگی در شخصیت انسان موثر است و افراد پاک و لایق در خانواده های پاک تربیت می شوند . لذا شناخت خانواده دوست برای انتخاب او مفید است . 

9. به زحمت انداختن ، ظلم و اجحاف ، شوخی های آزار دهنده ، استفاده بیش از حد و بدون اجازه از امکانات دوست و باعث سستی دوستی می شود

.امام علی (ع) :  به اتکاء رابطه صمیمانه و دوستانه ، حق برادرت را ضایع مکن .زیرا این عمل رابطه دوستی را از بین می برد و کسی که حقش را ضایع ساخته ای دیگر دوست تو نخواهد ماند .

10 . امام علی (ع) درباره کسانی که توقع نامعقول از دوست خود دارند می فرماید :

« کسی که از دوست خوئ جز به فداکاری خشنود نمی شود ، همواره در خشم و ناراحتی است . »

11. رسول خدا (ص) « دوستان خوب مانند دو دستی هستند که هنگام شستن ، یکدیگر را تمیز می کنند و از آلودگی ها پاک می سازند . » 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 9:19  توسط اعضای گروه   | 

نقد دین و زندگی دبیرستان

● مقدمه :

قطعا هر کاری را هدفی است و ارائه یک ماده درسی در یک نظام آموزشی ارزشی از این قاعده مستثنی نیست درس تعلیم و تربیت اسلامی یا تعلیمات دینی و قرآن که در تمامی مقاطع تحصیلی مدارس و حتی به عنوان یک درس عمومی تحت عنوان معارف اسلامی 1و2دانشگاه ها در تمامی رشته تدریس می شود هدفی مهم را دنبال می کند و آن تربیت انسان هایی با اعتقادات و باورهای دینی است که این باورها و اعتقادات را در تمامی مراحل زندگی در جسم و جان خود داشته و بر اساس آن عمل کنند و حال این سوال
مطرح است آیا دانش آموزانی که دوران تحصیلی خود را به اتمام می رسانند و سالها تعلیم و تربیت دینی می خوانند به این باورها و اعتقادات رسیده اند یا نه ؟ و اگر رسیده اند چند درصد ؟بی شک جواب چندان رضایت بخش و قانع کننده نیست و دلیل این امر نیز ناشی از عوامل گوناگونی است که یکی از این عوامل کتب درسی و شیوه تدریس و ارزشیابی تعلیمات دینی مقاطع مختلف تحصیلی است و این کتب نقد و بررسی بسیاری را می طلبد لذا انتقاداتی که به طور اجمالی بر این کتب می توان وارد ساخت از قرار زیر
است:

۱) متفاوت بودن نام این درس در دوره های تحصیلی مختلف ،به گونه ای که در مقطع ابتدائی (هدیه های آسمان ) در مقطع راهنمایی (تعلیمات دینی )و در مقطع متوسطه (دین و زندگی ) و در دانشگاه ها (معارف اسلامی ۲ ۱)باعث گردیده است دانش آموزان و حتی اولیا چنین تصور کنند که این کتابها ربطی به همدیگر ندارند حال آن که این تعدد اسم تعدد هدف را به دنبال ندارد.

2) وجود برخی تصاویر هنری مبهم در جلد کتاب ها یا صفحات اول درسها یا متن درسها که این امر در دوره ی متوسطه بیشتر می باشد هر چند این تصاویر به عقیده ی تصویر گران آن دارای پیام هایی می باشد ولی دانش آموزان و حتی در بیشتر موارد دبیران از درک پیام موجود در تصاویر بی بهره اند و چنین به نظر می رسد که فقط مولفان خواسته اند صفحات سفید نباشند (رجوع شود به کتابهای دین و زندگی دوره
دبیرستان

3) در دوره ی متوسطه کتاب دین و زندگی (۱) در هر هفته چهار ساعت و دین و زندگی ۲و۳در هر هفته سه ساعت تدریس می شود حال آنکه مطالب موجود در دین و زندگی ۲و۳بسیار بیشتر و مهم تر از مطالب دین و زندگی (۱) می باشد.

4 ) کتابهای دوره ی متوسطه بیشتر در جهت ایجاد ایمان گرایی است تا عمل گرایی .

5) در کتابهای دینی موارد کمتری از مواجه شدن دانش آموزان با واقعیات تلخ زندگی بیان شده است .

6) امکان تدریس دروس دوره متوسطه به روش فعال به دلیل حجم زیاد مطالب کتاب ها عملا امکان پذیر نیست.

7) در کتابهای دینی بحثی از فرهنگ ایرانی و اسلامی به میان نیامده است.

8) به سیره ی عملی پیامبر اکرم (ص) و ائمه توجه چندانی نشده است.

9) برخی از درسها به دلیل حجم زیاد مطالب در یک جلسه قابل ارائه نیستند و گسسته شدن موضوع در دو جلسه به تدریس و آموزش ضربه های اساسی می زند.

۱0) کتاب ها بیشتر حالت تئوری به خود گرفته اند تا حالت عملی لذا جای مصاحبه با افراد موفق و متدین که تاثیر عمیقی روی دانش آموزان داشته باشدکاملا خالی به نظر می رسد.

۱1) در برخی از درس ها قسمت((برای مطالعه )) از مباحث خود درس جذاب تر و ارزشمند تر است .

۱2) با توجه به اهمیت احسان و نیکی به والدین وبزرگان در زندگی در دوره ی متوسطه فقط یک درس به این موضوع پرداخته است.

۱3) کتاب های دوره ی متوسطه بیشتر به مباحث فردی مسلمانی می پردازد و کاری با جنبه اجتماعی مسلمانی ندارد.

۱4) در بیان مطالب دینی از امثال و حکم و داستانهای جالب و........ استفاده کافی نشده است.

۱5) کتابهای دینی مخصوصا در دوره ی راهنمایی و متوسطه به گونه ای تالیف شده اند که درس خواندن و حفظ کردن درس جای دل بستن به درس را گرفته است.

۱6) نبود امکانات آموزشی مرتبط با این درس از قبیل فیلم ، اسلاید ،کتاب های منبع،...

موضوعی که امروزه اغلب دبیران را آزار می دهداین است که مسولان نظام آموزشی کشورما معلمان را معجزه گرو یا جادوگر می دانند و بر این باورند که معلمان حتما باید معجزه بکنند و آن این که همه معلمان رشته های مختلف اعم از: فیزیک،شیمی،ریاضی،زیست شناسی،زبان خارجی،زبان عربی،دینی ، .......... تمامی مطالب را باید با گچ و تخته به دانش آموزان بیاموزند و بیچاره دانش آموزان که چه عذابی باید در طول ده ها سال در مدرسه و با نشستن روی صندلی ها تحمل کنند و همه علوم را از دریچه تخته کلاس یاد بگیرند شاید در جواب بگویند معلمان می توانند از روشهای نوین و امکانات جدید استفاده کنند و کسی به معلم نگفته که فقط از تخته و گچ استفاده نماید ولی همه می دانیم که استفاده از روشهای نوین آموزشهای خاص و امکانات و تکنولوژی روز و هزینه های مربوط را می طلبد و آیا این امر صرفا با توصیه و امر و نهی و ارسال بخش نامه امکان پذیر است؟

17) روش ارزشیابی درس دینی درست به نظر نمی رسد چرا که هرگز نباید درس دینی را با سایر دروس در یک ردیف قرار داد به عنوان مثال در درس ریاضی و یا فیزیک هدف آموزش یک سری فرمول ها ، اصطلاحات تعاریف، و استفاده از آن ها در حل مسائل مربوط به آن علم است اما هدف درس دینی را در محور اساسی می دانیم محور اول آشنایی دانش آموز با یک سری تعاریف و اصطلاحات و وقایع تاریخی و مذهبی است.و محور دوم به کار بستن این تعاریف و اصطلاحات و وقایع در زندگی و به عبارت دیگر تبدیل آن تعاریف و دانسته ها به اعتقادات و باورها در زندگی فردی و اجتماعی روزمره است درس دینی در محور اول با سایر علوم مشترک است اما محور دوم مختص این درس است لذا اگر فردی همه تعاریف و اصطلاحات دینی را بداند ولی اعتقاد و اعتنایی به آن ها در زندگی روزمره نداشته باشد قطعا یک انسان با تعلیم و تربیت دینی نخواهد بود .

در حال حاضر در مدارس ارزشیابی دینی فقط از محور اول به عمل می آید و محور دوم کاملا نادیده گرفته شده است لذا پیشنهاد می گردد که ارزشیابی این درس متناسب با دو محور فوق به صورت عملی و نظری باشد . محور نظری همانند روش فعلی توسط دبیر مربوطه صورت گیرد و محور عملی توسط اولیا –مدیر و معاون – سایر دبیران که با دانش آموز مربوطه ارتباط دارند با در نظر گرفتن رفتارها و اعمال وی در خانه و
مدرسه ارزشیابی شود . تا مشخص شود آیا این فرد آموخته های خود را در مرحله عمل بکارمی بندد یا خیر

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 9:15  توسط اعضای گروه   | 

نماز و روزه در مناطق قطبي از ديدگاه فقها

 

یکی از مسایل فقهی که در این زمان نیاز به طرح و بررسی دارد و راه‌حل مناسبی را می‌طلبد، مسأله «نماز و روزه در مناطق قطبی» است؛ زیرا خداوند متعال روزه و نمازهاي پنجگانه را بر اساس زمان و تغییر شب و روز قرار داده است. در حالی که زمان و وقت‌ها در مناطق قطبی دستخوش دگرگونی شده و نسبت به مناطق دیگر دنیا متفاوت‌اند.

تشخيص وقت‌هاي نمازهاي شبانه روزي و شروع و پايان روزه در مناطق معتدل كه در طي 24ساعت شب و روز متعارف دارند، راحت است. اما در مناطق قطبي كه در بعض فصل‌هاي سال چند ماه روز و در بعض فصل‌هاي ديگر چند ماه شب است و يا در برخي مناطق نزديك قطب كه روزها و يا شب‌هاي بلند 20 تا 22 ساعتي دارند، تشخيص اوقات نمازها و روزه و انجام دادن اين عبادات مشكل است.

 

از فقها و مراجع تقليد استفتاها و سوال‌هايي متعدد در باره‌ي تشخيص وقت‌هاي نمازها و روزه و حكم نماز و روزه‌ي مسلمانان مناطق قطبي شده‌اند. فقها و مراجع تقليد از سال‌ها پيش تاكنون به اين سوال‌ها، جواب‌ها و فتواهاي مختلف داده‌اند. براي تنظيم و ارايه اقوال آنان، مناطق قطبی به دو دسته تقسیم می‌شوند: الف) مناطق نزدیک به قطب كه در طي 24ساعت شب و روز جداگانه دارند؛ ب) مناطقي قطبی كه روز يا شب طولانی بيش از 24ساعت دارند؛ خواه به شش ماه برسد یا نه. در اين نوشتار، نظرها و فتواهاي فقها و مراجع تقليد در باره‌ي اوقات نماز و روزه و تكليف مسلمانان در اين دو مناطق بيان مي‌شوند.

 

الف- مناطق نزديك قطب

برخی مناطق نزديك به قطب، در طي 24ساعت، شب و روز جداگانه دارند و خورشید طلوع و غروبی دارد؛ هرچند شب و روز در این مناطق مساوی نیستند؛ مثلاً در بعض فصل‌هاي سال 22ساعت روز و 2ساعت شب است و در بعض فصل‌هاي ديگر بر عكس مي‌شود؛ يعني 22ساعت شب و 2ساعت روز است.

در بين فقها در باره‌ي اوقات نماز و روزه و تكليف مسلمانان در اين مناطق، با لحاظ تفاوت‌هایی اندک، چند قول است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1391ساعت 16:48  توسط اعضای گروه   | 

آیا امام زمان (عج )غایب است یا ما غایب هستیم ؟


حضور آن حضرت از هر حاضر دیگری قوی تر و جدی تر است و تنها تفاوتش با حضور دیگران، همین است که او دیده نمی شود و در واقع غیبت، حجابی بین ما و ایشان قرار داده است که او را نمی بینیم و از حال او بی خبریم.2

 سئوال:

 آيا اين سخن صحيح است كه بگوييم: امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف غايب نيست، در اصل ما غايب هستيم و امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف منتظر واقعي است، يعني ما غايب هستيم و او منتظر آمدن ماست؟[1]

 پاسخ:

 معنای غیبت امام مهدی(عج) ظاهر نبودن ایشان است و این که بعضی تصور می کنند غیبت به معنی عدم حضور ایشان است، تصور غلطی است؛ با توجه به این واقعیت، امام زمان در اجتماع ما حضور دارد و پیوسته در میان ماست و ما را می بیند و از حال ما باخبر است، چنانکه در روایات مطرح شده است. پس حضور آن حضرت از هر حاضر دیگری قوی تر و جدی تر است و تنها تفاوتش با حضور دیگران، همین است که او دیده نمی شود و در واقع غیبت، حجابی بین ما و ایشان قرار داده است که او را نمی بینیم و از حال او بی خبریم، ولی بین او و ما هیچ حجابی و پرده ای نیست و لذا ما را می بیند و اطلاع کامل و آگاهی عمیق نسبت به ما و احوال و همه مسلمین و بلکه انسان ها دارد. در این حال آیا جا ندارد بگوییم او غایب نیست بلکه حاضر است و ما در خدمت او نیستیم و او را حس نمی کنیم؛ پس ما غایبیم و به تعبیر دیگر، در واقع او انتظار می کشد که آماده شویم تا ظهور کند و حکومت عدل را بگستراند.

 خلاصه این که مطلبی که در سوال آمده، هماهنگ با شعر لطیفی است که مرحوم فیض کاشانی سروده است:

 گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است

 گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است

 * مدت غیبت

 غيبت امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف تا چه زماني طول خواهد كشيد؟

  در مورد زمان دقيق پايان غيبت حضرت و وقت ظهور، كسي اطلاعي ندارد و اگر كسي مدعي تعيين وقت ظهور و پايان غيبت بشود، دروغ گو است؛ زيرا موضوع پايان غيبت حضرت و اعلام ظهور، فقط به اراده الهي بستگي دارد و خود حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف هم منتظر دستور و فرمان ظهور از سوي خداوند است.

 به همين دليل، نه تنها در روايات، زماني براي ظهور تعيين نشده، بلكه تعيين كنندگان به شدت دروغ گو خوانده شده اند. فردي به نام مهزم از امام صادق عليه السلام پرسيد: فدايت شوم! ظهور قائم آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم و تشكيل دولت حق به درازا كشيد؛ پس چه وقت روي مي دهد؟ حضرت پاسخ داد: « تعيين كنندگان وقت ظهور دروغ مي گويند، تعجيل كنندگان هلاك مي شوند، و تسليم شوندگان نجات مي يابند و به سوي ما باز مي گردند ».[2]

 تعيين وقت نكردن از سوي معصومان عليهم السلام و تكذيب وقت گذاران، با توجه به اسرار و حكمت هايي است كه در نا معلوم بودن آن نهفته است. يكي از آن حكمت ها، جلوگيري از سوء استفاده اشخاص ناپاك از اين قضيه است. البته سخن از نزديك شدن به عصر ظهور، چنان كه در روايات نشانه هاي ظهور مطرح شده، با اين مطلب منافات ندارد؛ زيرا آن چه در روايات ممنوع و تكذيب شده، اظهار نظر قطعي در مورد ظهور از نظر سال و ماه و روز است، نه نزديك دانستن ظهور.

 البته ظهور امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف شرايطي دارد. در زماني كه اين شرايط محقق شود، ظهور نيز تحقق مي يابد. مهم ترين اين شرايط و زمينه ها، فراهم شدن ياوران مخلص و توان مند و آمادگي جهاني براي پذيرش رهبر معصوم است.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1391ساعت 11:30  توسط اعضای گروه   | 

نمونه سوال دین وزندگی سال اول دبیرستان

سوالات درس دین وزندگی (1)          آموزشگاه  :         کلاس :  اول     رشته :  عمومی               تاریخ امتحان :/3/91

نام  و نام خانوادگی :                نام پدر :                  شماره دانش آموزی:                      تعداد سؤالات :   11       مدت پاسخگویی :65

نام کلاس  :                    پایانی خرداد91                                تعداد صفحات :    2                                     محل مهر آموزشگاه :

                                     

سوالات

1

آیات زیر را ترجمه کنید

 الف) : ما عِندَکُم یَنفَدُ .....................................     ب: لِتبتغوا مِن فَضلِه ی .................................................

ج) :لاتُدرِکه الابصار..........................................    د): وَاصبِر علی ما اصابَکَ...............................................

2

2

پیام آیه ی « و آية لِهُمُ الارضُ المیتَهُ اَحَییناها » بر کدام اسم خدا اشاره می کند آنرا توضیح دهید

(اَحیَیناها :آن را زنده کردیم )

.............................................................................................. 

ب) با توجه به آیه (اُدعوا رَبکم تضرُّعاً و خُفیه » انسان درخواست ها ی را چگونه باخدا در میان می گذارد؟

1

3

صحیح یا غلط بودن موارد زیر را مشخص کنید .

الف ) انسان به دنبال چیزی است که هرگز پایان نمی پذیرد و تمام نمی شود

ب ) قدرت انتخاب انسانها باعث می شود که خوبی و راههای رسیدن به آن ها را بشناسند .

ج ) مهمترین جنبه هر عمل مراقبت از اصل عمل می باشد به طوری که هیچ یک از اجرای اصلی آن فرو گذار نشود

5/1

4

جاهای خالی را با عبارت مناسب پر کنید

الف).....................اولین و برترین معلم و راهنمای ما ، برای تفکردر قرآن کریم است

ب) در تسبیح ، خداوند را از ............................ پاک و منزه می داریم

ج) قرآن کریم جایگاه «........................» را قلب معرفی می کند .

5/1

5

به سوالات زیر را پاسخ کوناه دهید

الف) دو مورد از راهای رسیدن به ایمان را نام ببرید.

ب) اینکه نباید میان تصمیم و عمل فاصله بیفتد بر کدام عامل تقویت كننده  ي عزم اشاره دارد

ج) نجس یا پاک بودن موارد داده شده را مشخص کنید . الف ) خون ماهی (............)  مردار گوسفند (..............)

د) لازمه میانه روی در دوستی چیست ؟

2

6

گذشت در محاسبه چه زمانی پسندیده و چه زمانی ناپسند است ؟

 

 

1

7

چهار مورد از وظایف نسبت به دوست را نام ببرید ؟

1

8

اهمیت کار و تلاش در سیره معصومین (ع) را بنویسید ؟

 

 

 

 

 

 

1

9

آثار و فواید برنامه ریزی در زندگی انسان چیست ؟ 

 

 

 

5/1

10

واجب وحرام را تعریف کنید ؟ و برای مباح یک مثال بزنید ؟

 

 

 

 

 

5/1

11

بر اساس قرآن وروایات  پیشوایان دین ویژگی دوستان  واقعی را بیان کنید ؟ ( 4 مورد )

 

 

 

 

 

2

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391ساعت 16:57  توسط اعضای گروه   | 

تدبر در قرآن

بسمه تعالی

تدبر در قرآن

  اهميت تدبر:
    در اهميت تدبر، همين بس كه چهار آيه از آيات قرآن مجيد به امر تدبر اشاره مي كند. در سه آيه، لحن قرآن، لحني سوالي و توبيخي است و در يك آيه هدف نزول قرآن، “تدبر” معرفي مي گردد و تنها همين آيه براي پرداختن به بحث تدبر و اهميت ويژه آن در قرآن كفايت مي كند:
    “كتاب انزلناه اليك مبارك ليدبروا آياته و ليتذكر اولوالالباب [اين] كتابي است مبارك كه آن را به سوي تو نازل كرديم تا در آيات آن تدبر كنيد و خردمندان پند گيرند(1)“
    چنانچه ملاحظه مي نماييد، در اين آيه هدف از نزول قرآن، تدبر معرفي مي گردد. اگر به اين آيه حديثي از اميرالمومنين علي(ع) را ضميمه نمائيم، بيش از پيش براي دانستن در مورد “تدبر” مشتاق خواهيم شد:
    “الالاخير في قراءه ليس فيها تدبر ... بدانيد كه در قرآن خواندني اي كه با تدبر همراه نباشد، خيري نيست(2.)
    مراحل استفاده از قرآن:
    در مراجعه به قرآن، با موضوع استفاده از آن، با پنج واژه آشنا مي شويم: -1 قرائت -2 تلاوت -3 ترتيل -4 استماع و انصات -5 تدبر.
    اين پنج واژه، به نوعي پنج مرحله استفاده از قرآن را براي ما بيان مي كنند. پنج مرحله اي كه خود مي توانند جزئي از مرحله تدبر باشند يا مستقل از آن. براي مثال قرائت كه ابتدايي ترين مرحله استفاده از قرآن است، خود به نوعي زمينه ساز تدبر است (اگر قرائت با تامل همراه شود)، در اين حالت، جزء مرحله تدبر محسوب مي شود، اما اگر شخص قرائت كننده تنها به نفس قرائت بدون توجه به معاني و محتواي آن بسنده كند، قرائت او جزئي از مرحله تدبر نخواهد بود.
    براي واضح تر شدن بحث به طور اختصار در مورد چهار مرحله نخست مي توان گفت:   1-قرائت، جمع كردن و به هم پيوستن حروف طوري كه مفيد معناي كلمه يا جمله باشد. مي توان از قرائت به ترتيل در لفظ تعبير كرد.
  

  2-تلاوت:

   تلاوت قرآن “متابعت از قرآن در قرائت و دنبال كردن معاني و پيروي در عمل مي باشد باتوجه به اين تعريف هر “تلاوتي” قرائت مي باشد، ولي هر قرائتي “تلاوت” نمي باشد. به عبارت ديگر هر قرائتي كه توجه به معاني و پيروي در عمل را به دنبال داشته باشد، تلاوت محسوب مي گردد.
3-ترتيل:
    “همان گونه كه دندان ها با نظمي خاص و براساس بنيادي محكم و صحيح، به منظور خرد كردن و هضم مناسب غذا چيده شده است و ترتيب دندان ها باتوجه به اين هدف خاص شكل گرفته است، آيات قرآن نيز از نظم و چينش خاصي برخوردار مي باشد كه با هدف درمان فكر و روح بشر و هدايت و ارشاد آنها به كمال هماهنگ گرديده است باتوجه به اين مقدمه ترتيل را نظم و چينش آيات قرآن به جهت درمان فكر و روح مي توان تعبير مي كرد:
4-استماع و انصات:
    براي ارتباط و انس با قرآن گاهي نيازمند خواندن آن هستيم و گاهي نيازمند گوش سپردن به آن، در جريان تدبر دو روش كلي وجود دارد يكي ترتيل كه گذشت و يكي استماع و انصات به معناي گوش سپردن و سكوت در مقابل آيات عظيم الهي به جهت هدايت يافتن.و اما تدبر: تدبر از ماده “دبر” به معاني ژرف انديشيدن و پشت ظاهر را ديدن است. به تعبيري مي توان از آن به “تفكر عميق” يا “تامل” ياد كرد. در هر چهار مرحله اي كه گذشت مي توان به تدبر پرداخت ولي دو مرحله ترتيل و استماع و انصات زمينه ساز بيشتري براي تدبر هستند.
    مقدمات اعتقادي تدبر:
    -1 قرآن براي همه قابل فهم است: يكي از زمينه هاي مهم و كليدي تدبر، داشتن چنين ديدي است كه قرآن قابل فهم براي همه است. اگر به چنين عقيده اي معتقد نباشيم، به نوعي در ابتداي ورود به قرآن، راه فهم آن را برخود بسته ايم. در حالي كه قرآن با تعابيري چون “يا بني آدم”، “يا ايها الانسان”، “يا عباد”، “يا ايهاالناس” و ... توده و عموم انسان ها را مورد خطاب قرار داده است. نكته آن است كه هركسي به قدر خود از اين چشمه جوشان الهي بهره مي برد. يكي به اندازه يك قاشق از آن آب مي گيرد، ديگري به قدر يك ليوان و ديگري با ظرفي بزرگتر، به همين نحو تا يكي به اندازه يك استخر از آن آب ذخيره مي كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1391ساعت 17:4  توسط اعضای گروه   | 

علل شکست تحصیلی

تعدادی از دانش آموزان در تحصیل شکست می خورند، عده ی بسیاری از محصولات کوشا و شایسته تحت فشارهای بیش از حد موجود در مدارس، برای موفق شدن در امر تحصیل علم و در مدارس عملکرد بدی از خود نشان می دهند، که آنها را از کار باز می دارد. در این زمینه بسیاری از متخصصان بر این نظر معتقدند که آنچه که در مدارس وجود دارد، آموزش و پرورش نیست.هر چند در کشور ما، مدیران و معلمان عزیز تلاش زیادی برای رسیدن به شرایط ایده آل آموزشی انجام می دهند؛ امّا به نظر می رسد که تقریباً مدارس ما از وضعیت ایده آل بسیار دورند.

 

کسانی که طالب بهبود زندگی و پیشرفت هستند؛ می دانند که اصلاح و بهبود آموزش و پرورش در مدارس از اهمیت به سزایی برخوردار است.

به نظر می رسد مانع اصلی فلسفه آموزش و پرورش فعلی، فلسفه ای مبنی بر عدم رابطه ی عاطفی، عدم ارتباط بین مطالب ارائه شده در مدرسه و تأکید روی تفکّر دانش آموزان است.اگر آموزش و پرورش به طرف فلسفه مثبت حرکت کند، فلسفه ای مبنی بر رابطه ی عاطفی، ارتباط مطالب و تفکر روی آن ها می تواند مشکلات فراوان دانش آموزانی که در امر تحصیل شکست می خورند، قابل بررسی و حل می باشد.

در تحقیقات به عمل آمده؛ به نظر می رسد که آموزش و پرورش برای این که با شکست مواجه نشود، می بایستی مشکلاتی که دانش آموزان را بی تفاوت (lacadasical) و بی علاقه (apathetic) به امر تحصیل می کند را بشناسند، بررسی کنند و برای رفع آن ها اقدامات لازم را انجام دهند.در این مقاله، سعی می شود که برخی از سؤالاتی که در ذهن دانش آموزان از قشرهای مختلف و در شهرهای مختلف می باشند، بیان شود:

 

بسیاری از دانش آموزان بر این عقیده اند که مدرسه در زندگی آنها، کمکی نخواهد کرد لذا این تفکر و عقیده باعث می شود که هیچ تلاشی برای موفقیت در تحصیل نکنند.

 برخی از دانش آموزان، منشأ مشکلات خود با والدین شان را مربوط به شکست های تحصیلی و شکست های داخل یا خارج از مدرسه می دانند؛ و از آنجا که شانسی برای موفقیت در مدرسه نمی بینند، لذا برای پیشرفت در امر تحصیل تلاشی نمی کنند.

 محرومیت های اقتصادی، به ندرت اختلالات فیزیکی یا عقب ماندگی ذهنی و از همه مهم تر نداشتن اعتماد به نفس و نیز عدم اطمینان به توانایی های خود برای بهبود وضعیت تحصیلی از جمله عواملی است که باعث بی علاقه گی و بی تفاوتی دانش آموزان در مدارس و در نهایت شکست آنها در امر تحصیل می شود. 

به دو علت مقصر دانستن عوامل خانواده، جامعه، فرهنگ، سابقه و زمینه ی زندگی، نژاد یا فقر در شکستشان یک بن بست است:

 1: این نظریه مسؤولیت شخص را در شکست نادیده می گیرد.

2: متوجه این مطلب نیست که باب موفقیت در مدرسه، بالقوه در برابر همه ی افراد جوان باز است. اگر شاگردان بتوانند در مدرسه احساس مسؤولیت کافی برای تلاش و کوشش بکنند و موانع موجود از پیش ساخته در راه موفقیت از همه ی مدارس برچیده شود، بر بسیاری از شرایط منفی آسیب رساننده می توان غلبه کرد

صرف نظر از تعداد دفعات شکستی که یک فرد در گذشته داشته و صرف نظر از سابقه ی زندگی و زمینه ی شخصی، فرهنگ، رنگ پوست یا وضعیت اقتصادی، به طور کلی، شخص نمی تواند به موفقیت دست یابد، مگر اینکه ابتدا به طریقی موفقیت را در یکی از بخش های مهم زندگی تجربه کند. با کسب اولین موفقیت به عنوان سنگ زیر بنا، عوامل منفی و بازدارنده ای که از سوی جامعه شناسان مورد تاکید قرار گرفته است، کمرنگ می شود.

 

منابع: مدارس بدون شکست - ویلیام گلاسر، انتشارات رشد

اصول اساسی برنامه ریزی درسی و آموزشی - رالف تایلر - انتشارات آگه

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1391ساعت 9:26  توسط اعضای گروه   | 

طراحی سوالات استاندارد – علمی بودن

روایی و اعتبار سؤال از نظر علمی بسیار باارزش هستند؛ با این حال، به منظور ارائه ی سؤال به دانش آموز، باید به عملی بودن آن توجه کرد؛ به طوری که دانش آموز بتواند با امکانات و وقتی که در اختیار دارد، به سؤال جواب دهد. با توجه به آن چه از نظر گذشت، رعایت نکات زیر می تواند در تهیه و تدوین یک سؤال درست و خوب مؤثر واقع شود.

 

 

* تطابق سؤال با هدف های مهم یادگیری

* تطابق سؤال با محتوای آموزشی ارائه شده در کتاب درسی

* تطابق سؤال با سطح یادآوری (بازشناسی، فراخوانی، بازسازی و بازنمایی) مورد سنجش

* تطابق سؤال با سطح شناختی (دانش، درک و فهم، به کار بستن، تجزیه و تحلیل، ترکیب و ارزشیابی)

* تطابق سؤال با روش تدریس ارائه شده در کلاس درس

* قابل فهم بودن سؤال برای دانش آموز

* آشنا بودن نوع سؤال طرح شده برای دانش آموز

* خیلی دشوار یا آسان بودن سؤال

* ارائه ی دستورالعمل روشن و واضح برای جواب دادن به سؤال

* قرار نگرفتن بیش از یک هدف در هر سؤال

* استفاده از موقعیت های جدید در طرح سؤال

* رعایت آیین نگارش و دستور زبان فارسی در طرح سؤال

* اجتناب از نوشتن سؤال عین متن کتاب

* درج نکات یا ملاک های ارزشیابی پاسخ ها در سؤال

* در نظر گرفتن زمان کافی برای جواب دادن به سؤال

* طرح سؤال متناسب با هدف سنجش یادگیری دانش آموزان

* رعایت دستورالعمل طراحی هر سؤال متناسب با نوع سؤال (عینی یا غیرعینی)

 بنابراین، طراحی سؤال مطلوب به معلم کمک می کند تا با استفاده از اطلاعاتی که از این طریق درباره ی پیشرفت و عملکرد تحصیلی دانش آموزان به دست می آورد، برای اثربخش تر کردن تدریس و انتخاب فعالیت های یادگیری مؤثر، قدم بردارد.

رشد تکنولوژِی آموزشی
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1391ساعت 9:25  توسط اعضای گروه   | 

نقش ارزشیابی تکوینی (مستمر ) در فرایند آموزش

کوشش ها و عملکردهای دانش آموزان برای کسب نتایج و اهداف آموزشی است. این کوشش ها در کلاس یا خارج از کلاس و در طی یک دوره آموزشی مورد قضاوت قرار می گیرد. با ارزشیابی تکوینی(مستمر )معلم نقاط ضعف و قوت جریان و عوامل آموزشی را در می یابد و در جریان آموخته های واقعی فراگیران قرار می گیرد و می تواند برنامه های جبرانی و ترمیمی را تدارک بیند.

یادگیری امری دفعی و ناگهانی نیست و در طول زمان اتفاق می افتد بنابراین ارزشیابی صحیح آن نیز نیازمند استمرار و قضاوت و بازنگری مرحله به مرحله فرایند یادگیری است.

نظام ارزشیابی تکوینی نیازمند تغییر روش ها و رویکردهای تدریس است که از آن به رویکرد نوین آموزش یاد می کنیم.

 نقش ارزشیابی مستمر:

- ارزیابی مداوم فرایند آموزشی

- فرصتی برای درک نقاط ضعف و قوت

- تمهید برنامه های جبرانی و ترمیمی

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1391ساعت 9:25  توسط اعضای گروه   | 

یاد گیری گروهی

یاد گیری گروهی

انسان در گروه یا در اجتماع یاد می گیرد، دانش آموزان از یکدیگر آسانتر و بیشتر می آموزند. یادگیری گروهی گامی به سوی یادگیری برای با هم زیستن است که یکی از چهار ستون آموزش و پرورش قلمداد می شود و کمیسیون بین المللی یونسکو برای آموزش و پرورش برای سده بیست و یکم بر آن تأکید داشته است.

 چهار ستون یادگیری:

- یادگیری برای دانستن

- یادگیری برای انجام دادن

- یادگیری برای با هم زیستن

- یادگیری برای زیستن

یادگیری گروهی یعنی گسترش تفاهم با دیگران، ایجاد ارتباط، انعطاف پذیری و ...

 بدیهی است که در پرداختن به این اصل مهم، تنش میان آن که به جمع اهمیت دهیم یا فعالیت ها و ارزش های فردی را محترم شماریم نمایان می شود. همراه با کار گروهی رویکرد نوین آموزش به شخصیت منحصر به فرد هر یک از فراگیران توجه دارد. شخصیتی که متعلق به خود آنان است تا راه آینده ی خود را انتخاب کنند و در قالب ذخائر ارزشمند فرهنگ ها و آرمان های خود به ظرفیت کامل برسند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1391ساعت 9:24  توسط اعضای گروه   |